ابو الفضل مير محمدى زرندى
121
تاريخ و علوم قرآن ( فارسى )
شده ولى در كاغذ و كتف گوسفند و برگهاى درخت خرما متفرق بوده است پس ابو بكر آنها را در كتاب واحد جمع كرد - تا آنجا كه مىگويد : ابو بكر ، اولين كسى است كه قرآن را با اين صفت در كتاب واحد قرار داده است . پس ، از تعبير او استفاده مىشود كه قرآن قبلا نوشته شده بود ولى متفرق بود ، بخلاف آنچه مىگويند : قرآن را از سينههاى صحابه جمع كردهاند البته با گواهى دو شاهد و يا شاهد واحدى كه در حكم دو شاهد باشد . همچنين زرقانى مىگويد : آنچه به نظر مىرسد اينكه جمع قرآن از مستحدثات نيست و نيز از بدعت و تشريع بدور است زيرا اين كار در محضر پيغمبر ( صلّى اللّه عليه و آله ) بوده و او به كتابت آن امر كرد و نويسندگانى براى خود اختيار كرد و آنچه را كه مىنوشتند در نزد خود جمع آورى فرمود تا از دنيا رحلت نمود . و امام محاسبى در كتاب « فهم السنن » مىنويسد : كتابت قرآن امر حادثى نيست بلكه پيغمبر ( صلّى اللّه عليه و آله ) به آن دستور داد ولى متفرق بود و در كاغذ و كتف و برگهاى درخت خرما قرار داشت ، پس صديق ، آن را از موارد متفرق به يك جا منتقل نمود و اين كار ، مثل اين است كه اوراقى در خانه پيغمبر متشتت بوده و كسى آنها را يك جا جمع كرده و دوخته باشد تا ورقهاى از آن فوت نشود « 1 » . اينها كلام گروهى از متأخرين بود كه دربارهء اين موضوع گفته بودند . و اما از علماى متقدم از جمله مرحوم سيد مرتضى علم الهدى ( بنا به نقل شيخ طبرسى در مجمع البيان ) مىگويد : علم به صحت نقل قرآن مانند علم به شهر و حوادث بزرگى است كه زياد آن را نقل كرده باشند ( براى اينكه داعى بر نقل بوده است ) تا اينكه مىنويسد : قرآن كريم ، در عهد پيغمبر ( صلّى اللّه عليه و آله ) ، مانند قرآنهاى عصر ما موجود بوده - سپس براى مطلبش ادلهاى ذكر كرده مىگويد : ابىّ بن كعب و عبد اللّه بن مسعود و غيره ، قرآن را مكرّر براى پيغمبر ( صلّى اللّه عليه و آله ) ، قرائت مىكردند و به اصطلاح ختم مىنمودند و تنها كافى است كه گفته شود : قرآن شريف در سابق جمع آورى شده و مجموعهاى بدون تشتت بوده است « 2 » .
--> ( 1 ) مناهل العرفان زرقانى ، ج 1 ، ص 242 . ( 2 ) مقدمه تفسير مجمع البيان فن 5 ، ج 1 ، ص 15 .